کار با افتخار نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
بدعالی 

کار با افتخار،فرهنگ و ادبیات،حکایت های کوتاهدو برادر، يکی خد مت سلطان کردی و ديگری به زور و بازو، نان خوردی.

باری!... توانگر گفت درويش را که؛ چرا خدمت سلطان نکنی تا از مَشَقَّتِ کار کردن برهی؟!

گفت تو چرا کار نکنی تا از مَذِلَّت رهايی يابی؟!، که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن به که کمر زَرّين به خدمت بستن.

 

سعدی
 
قبل >
 

سامانه پیامک

مسابقه بزرگ رمضان

ورود به سایت






دریافت رمز عبور:::: عضویت در سایت