|
شاعران كتابهاي درسي محمود كيانوش در سال 1313 در شهر مشهد متولد شد. پدر و مادرش بيسواد، امّا هر دو بافرهنگ و پرهيزگار بودند، به ويژه پدررا، با توصيفي كه كيانوش از او ميكند ، بايد از نمونههاي نادر " بافرهنگان مكتب نديده" به شمار آورد. او ميگويد: "پدرم سخت مذهبي و سخت پرهيزگار بود امّا من درخشانترين صفتي كه از او دارم، غرورش بود. با اين كه سواد نداشت، در عمرش هرگز در پاي سند يا مدركي انگشت نگذاشت. قلم را از دست طرف ميگرفت و با غرور كسي كه به افلاطون حكمت بياموزد و به شيوهي نقاشان مينياتورساز، اسمش را كه "علي" بود، امضاء ميكرد. او از فردوسي و خيام و مولوي و حافظ چنان حرف ميزد كه انگار از همسخنان و همسفرانش حرف ميزند. همهي داستآن هاي شاهنامه را ميدانست. از سعدي و حافظ و مولوي بيتها در حافظه داشت و آن ها را به مناسبت در گفتارش ميآورد. در توصيف و تصوير ديدهها و روايت شنيدهها و خيالبافتههايش زباني بسيار روان داشت؛ آراسته به اصطلاحها و مثلها، و در شرح رويدادها و گزارش حال و فعل آدمها استاد بود، و من بعدها فهميدم كه در مكتب او شاگردي ميكرده بودم و نميدانستهام." امّا همين پدر، مخالف بود كه پسرش به مدرسه برود و باور داشت كه اگر محمود بخواهد عالم شود، بايد به نجف برود، نه به مدرسه.1 امّا محمود سرآن جام با پادرمياني مادر به مدرسه رفت و قدم در راهي نهاد كه به پيدايش محمود كيانوش، چنان كه امروزش ميشناسيم يعني نويسنده، شاعرو مترجم و بنيانگذار شعر كودك،منتهي شد. تقدير چنان بود كه پدر كيانوش از همان سالهاي نوجواني محمود، از مشهد به تهران هجرت كند و در اين شهر، مقيم شود. محمود در تهران به دبيرستان رفت و با همان مايه ادب و فرهنگ و انسانيت كه از پدر آموخته بود، به تحصيل ادامه داد و بارور شد. در اين دوره، از حسن تصادف، " در كلاس دوم دبيرستان، براي قرائت فارسي و انشا معلمي به كلاس ما فرستاده شد به نام مصطفي بيآزار كه با ذهني روشن و شناختي عميق از ادبيات فارسي درس ميداد و ما را با روح هر نوشتهاي آشنا ميكرد. اولين موضوع انشايي كه به ما داد دربارهي ورزش بود و من براي اين موضوع داستن كوتاهي نوشتم با عنوان هشت و سي پنج دقيقه . وقتي كه آن را در كلاس خواندم چهرهي استاد بيآزار از شادي شگفت و اين داستان را از من گرفت و آن را در كلاسهاي ديگرش براي شاگردان خواند. استاد بيآزار به من گفت: " موضوع انشا هر چه باشد تو اجازه داري كه به جاي انشا يك داستان بنويسي." كيانوش، كه ديگر داستاننويس شده بود، دورهي اول دبيرستان (تا سال نهم) را ادامه داد و به دانشسراي مقدماتي رفت. او در اين سالها داستآن هايش را براي جلال آلاحمد ميفرستاد و آلاحمد بدون آن كه كيانوش را ديده باشد و بداند كه كيست و چند ساله است، داستآن هاي او را در مجله هفتگي نيروي سوم در كنار داستآن هاي خودش چاپ ميكرد. كيانوش پس از اتمام دانشسرا به روستاي مراد آباد در اطراف تهران رفت و آموزگار دبستان شد. در اين دوره او به شعر بيشتر توجه كرد و شعرهايي را كه ميسرود براي احمد شاملو ميفرستاد و شاملو هم، چون آل احمد در مورد داستآن ها، شعرهاي اين شاعر جوان نديده و نشناخته را در مجلههاي بامشاد و خوشه چاپ ميكرد. بعد كه شاملو او را ديد، به او گفت: من فكر ميكردم محمود كيانوش مردي سي چهل ساله است. امّا اكنون ميبينم با يك جوان بيستساله روبهرو هستم . گرايش يا تعلق ديگر كيانوش به ادبيات، توجه و علاقه او به ترجمه بود. هنوز ديپلم نگرفته بود كه داستآن هاي كوتاهي از ارنست همينگوي ترجمه كرد و بعدها كه به رشته زبان و ادبيان انگليسي دانشگاه تهران راه يافت و ترجمه را ادامه داد، به جرگهي مترجمان توانمند و مشهور فارسي پيوست. محمود كيانوش ازسال 1355 جلاي وطن كرد و به انگلستان رفت و تا امروز، با همسر و فرزندانش، در اين كشور زندگي ميكند و البته هر چند سال يك بار سري به ايران ميزند و با خويشاوندان و آشنايان ديدار تازه ميكند. اقامت كيانوش در انگلستان در معرفي شعر فارسي معاصر به انگليسي زبانان و در كل جهان انگليسي زبان، بيتأثير نبوده است. او در سال 1996 مجموعهاي 200 صفحهاي از شعرهاي شاعران معاصر فارسي را به انگليسي ترجمه كرد و در انگلستان انتشار داد. كيانوش،شعر و شعر كودكمحمود كيانوش، چنان كه گفتيم، در زمينههاي گوناگون ادبيات، يعني شعر وداستان و نقد و ترجمه توانا و داراي اثرهاي گوناگون است. امّا نسل ميانسال، و چه بسا همهي كساني كه به نحوي با اثرهاي او آشنا هستند، كيانوش را بيشتر به عنوان شاعر كودك ميشناسند و اين دليل دارد: كيانوش اشعار خود را، كه تحت عنوان شعر كودك و نوجوان ميسرود، در مجلههاي آموزشي پيك انتشار ميداد. او البته در همان مجلهها نقد و مقاله و داستان هم مينوشت. مجلههاي پيك، كه در دههي 40 و نيمه اول دههي 50 از سوي دفتر انتشارات آموزشي براي دانشآموزان، معلمان و خانوادهها منتشر ميشد، و مجلههاي كنوني رشد ادامهي آن هاست با تيراژي بيش از بر يك ميليون و هفتصد هزار نسخه، هر دو هفته يك بار، در مدارس توزيع ميگرديد. در واقع، در آن دوره، بسياري از دانشآموزان بيش از آن چه در كتابهاي درسي خود شعر ميخواندند، شعرهاي مجلههاي پيك را ميخواندند. شعرهايي از محمود كيانوش ( و البته پروين دولتآبادي و ديگران). كيانوش دربارهي تجربهي خود در مجلههاي پيك، ميگويد: " چندي بود كه انتشار مجلههاي پيك با مديريت ايرج جهانشاهي و همكاري پاكدلان روشنانديشي مثل اسماعيل سعادت، فردوس وزيري، پروين دولتآبادي و همكاري مؤسسه انتشارات فرانكلين آغاز شده بود. يك روز علي اصغر مهاجر ( مدير مؤسسه) از من خواست كه همكاري با پيك را بپذيرم. همكاري را پذيرفتم. چند شماره از مجله را ورق زدم و شعرهاي آن را خواندم. شعرهايي را كه در عهد كودكي و نوجواني به عنوان شعر كودك و نوجوان به خورد حافظه و ذهن من و همسالان من داده بودند، به ياد آوردم و فكر كردم كه در سرزمين ما هنوز شعري كه بتوان آن را شعر كودك خواند، به وجود نيامده است. در آن موقع بود كه گفتن شعر براي كودكان و نوجوانان را آغاز كردم و به مرور براي آن به اصول و قواعدي رسيدم و سرآن جام، حاصل تجربهها و تأملاتم را در كتابي كوچك با عنوان شعر كودك در ايران منتشر كردم". به اين ترتيب، محمود كيانوش شايد بدون آن كه خود خواسته باشد، شعر كودك (و نوجوان) را دچار يك تحول اساسي كرد و كارنامهاي پربرگ و بار از آن نيز عرضه داد. از مطالعهي مجموعهي نوشتههاي كيانوش ميتوان دريافت كه به باور اين بنيانگذار شعر كودك، نبايد شعر كودك را به زبان كودكان و يا كودكانه سرود. به نظر وي شاعري كه براي كودكان شعر ميگويد، البته بايد كودكان را دوست بدارد و به آن ها عشق بورزد. امّا بايد بداند كه بابرگشت گذرا به دنياي كودكي خود نميتواند با كودكان و جهان آن ها ارتباط برقرار كند. كيانوش به تكنيك و ظاهر شعر كودك اهميت بسيار ميدهد. چون به نظر وي براي كودكان چيزي مهمتر از بازي وجود ندارد و بازي به موسيقي پرتحرك نياز دارد؛ در نتيجه، وزن و قافيه كه خود دو نوع موسيقي هستند، براي شعر كودك لازم است. در زمينه تفاوت شعر كودك با بزرگسالان نيز كيانوش نظر جالب توجهي دارد. او باور دارد وقتي شعري براي بزرگسالان گفته ميشود، بزرگسالان آزادند كه آن را بخوانند يا نخوانند، يا بپذيرند يا نپذيرند، دوست بدارند يا دوست ندارند. امّا در مورد شعر كودك چنين نيست. شعر كودك در آموزش و پرورش و ساخت فكري او مؤثر است و سرآن جام اين كه، شعر بايد ارتباط جدي با جامعه داشته باشد. به ويژه چون سيماي اجتماعي ايران تغيير كرده است شاعر راستين بايد اين تغيير و تحول را حس كند و همراه آن پيش برود. از مطالعهي شعرهاي كيانوش برميآيد كه اين شاعر در درون خود نيز با كودكان و نوجوانان تعامل داشته و همواره با صميميتي ويژه و بيآلايش با آن ها در شعر خود پيوند برقرار ميكرده است. او شعري دارد كه اين ويژگي در آن آشكارا بيان شده است: فرزندهاي نازنينم گلهاي باغ زندگاني خوانندگان شعرهايم در كودكي و نوجواني هرگز نخواهد شد عزيزان ياد شما، هرگز فراموش هستيم با هم هميشه در شعر محمود كيانوش با پيكهاي شعر من هيچ چيزي مگر حرف شما نيست دور از شما و بيصدايم شادم كه شعرم بيصدا نيست در شعر من چشم شما هست بر آسمان بيكران باز با يك نگاه شاد و روشن بر ديدنيهاي جهان باز در شعر من قلب شما هست كه ميزند آهنگ شادي ميگيرد از آهنگ هر شعر هر چيز دنيا رنگ شادي در شعر من – هر وقت شعري داريد ميخوانيد از من- من نيستم، حرف شما هست حرفي كه ميدانيد از من در شعر خود هستم هميشه من زنده از لطف صداتان فرزندهاي مهربانم سالم نگهدارد خداتان بچههاي جهان ويژگي برجسته محمود كيانوش در شعر، كه در ديگر شاعران ديده نشده، ترجمهي شعر به شعر از زبآن هاي ديگر است و بخش قابل توجهي از كارنامه شعري او را تشكيل ميدهد. وي با اين كار، لطافت و زيبايي شعر خارجي را، كه اغلب چون به زبان فارسي درميآيد، قابليت شعري خود را از دست ميدهد و به واژههايي سرد و بيروح تبديل ميشود، حفظ ميكند و ميكوشد روح و جوهرهي آن را به خواننده فارسي زبان انتقال دهد. البته، چنين كاري در حوزهي شعر كودك و نوجوان بدون شك بايد با دشواري زياد همرا ه باشد. بايدها و نبايدها در شعر كودكمعيارهايي براي شعر كودك:1. شعرهاي محاورهاي، با املاي شكسته، مناسب كودكان پيش از مدرسه است كه هنوز خواندن و نوشتن نميدانند و شعرها را ميشنوند، از مادر يا مربي در كودكستان، و آن ها را حفظ ميكنند. براي كودكان كلاسهاي اول تا چهارم يا پنجم ابتدايي بهتر است از ساختن شعر با زبآن هاي محاورهاي، خواه در اوزان عروضي و خواه هجايي، خودداري كنيم. زيرا كه اين كودكان تازه با درست نوشتن و درست خواندن، يا بهتر است بگوييم با رسمي نوشتن و رسمي خواندن آشنا شدهاند، و زود است كه ذهنشان را با چندگونگي املاي كلمههاي واحد درهم بريزيم. 2. وزنهاي هجايي ترآن هاي متغير نيز براي شعر كودكان پيشمدرسه مناسب است. زيرا كه آن ها را از مادر يا مربي با وزن مناسب ميشنوند. والا خواندن آن ها براي كودكان دورهي ابتدايي دشوار خواهد بود. زيرا بايد وزنهاي متغير يك شعر را با ارزشهاي غيرثابت كلمههاي واحد بازسازي كنند و چنين انتظاري از آن ها نميتوان داشت. به همين سبب است كه بسياري از كودكان اين گونه شعرها را به صورت نثر ميخوانند و در آن ها موسيقي وزني احساس نميكنند. 3. در شعر رسمي يا عام، علاوه بر تغيير جا و كاهش و افزايش كلمهها، بسيار با كلمههاي شكسته برميخوريم كه علت شكستن آن ها در بيشتر موردها ايجاد وزن بوده است. درست است كه اين وضع به طور تقريبي در همهي اثرهاي درخشان ادبيات فارسي مشاهده ميشود، امّا شاعري كه امروز فقط براي كودكان شعر ميگويد، رواست كه كمتر به شكستن كلمهها بپردازد. با عمل شكسته شدن، بعضي از كلمهها معني خود را زود القا ميكنند و كودك بدون اين كه آگاهي قبلي داشته باشد، ميتواند كلمهي درست را به ذهن بياورد، مثل كلمههاي سيه (سياه)، ناگه (ناگاه) ، كنون (اكنون) و غيره. امّا بعضي از كلمهها با شكسته شدن مبهم ميشوند يا ناخوشايند، يا در يك تركيب به صورت كلمهاي به معناي ديگر درميآيند، مثل كلمههاي ار( اگر)، ور (و اگر)، كين يا كاين ( كه اين)، كو ( كه او)، زين (از اين)، ورا ( او را)، چنو ( چون او، مانند او)،كت ( كه ترا)، كش ( كه او را)، كم ( كه مرا)، بد (بود) و غيره. در بعضي موارد يك كلمه در يك شعر، به اقتضاي ايجاو وزن، با كاستي و افزودگي به چندين صورت در ميآيد و علاوه بر اين كه ذهن كودك را آشفته ميكند، نشانهي آشكار ضعف شعر است، مثل كلمهي افتاد كه به اين صورتها درميآيد: فتاد، اوفتاد، بيفتاد، و كلمه افتد كه به اين صورت درميآيد: بيفتد، اوفتد، فتد. نويسنده در تمام شعرهايي كه براي كودكان ساخته است، حتي در شعرهاي هجايي كودكان پيش ار مدرسه، هرگز كلمهاي را نشكسته است و اين نشكستن او را در تنگنا نگاه نداشته است. 4. در موردهاي بسيار، شاعران ما به علت گرفتاري در تنگناي وزن و قافيه، كلمهها و تركيبهايي به كار ميبرند كه نه در زبان روزمره هست، نه حتي در نثر اديبانه. به اين ترتيب دوستداران شعر در طي مدتي كه شعرها را ميخوانند خود به خود يك قاموس خاص شعري پيدا ميكنند، و خواندن شعر براي كساني كه اين قاموس را نيافتهاند، دشوار است. گاه ميبينيم كه خواندن يك قطعه شعر كلاسيك ( كه سهل و ممتنع ساخته نشده است) براي يك ليسانسيهي زبان و ادبيات فارسي هم دشواري پيش ميآورد. بنابراين نميتوانيم از كودك كه قاموسي محدود و در حد زبان روزمره ( آن هم در حيطهي تنگ مدرسه و خانواده) دارد، انتظار داشته باشيم كه كلمهها و تركيبهاي قراردادي شعري را به كياست و فراست دريابد و از شعر لذت ببرد. از اين كلمهها و تركيبهاي ويژه نمونه چندتايي ميآوريم: از پي، پي ( براي ، به منظور)، ني ( نه)، جمله ( همه)، در دم ( فورأ، بيدرنگ)، برگو، برگوي ( بگو)، بهر، از بهر ( براي)، فكرت ( فكر)، ملكت (مملكت، سرزمين)، بهل ( بگذار)، گويا ( گويي، پنداري) و غيره. در شعر كودك بايد از اين كاربرد، كه نوعي سهلانگاري است، خودداري كرد. 5. گاه شاعر ناگزير ميشود كه يك مفهوم را، كه براي بيان آن به طور مثال ده كلمه لازم است، در پانزده يا بيست كلمه بيان كند تا قالب گزيدهي او پر شود. اين كلمههاي زايد را " پوشال شعري" ميگويند. در شعر كودك هر چه بيشتر بايد كوشيد كه از استعمال پوشال شعري پرهيز شود و با تحمل رنج بيشتر شمارهي كلمهها به حد طبيعي و مطلوب نزديك شود. دوري از پوشال شعري قدمي در راه ايجاز هست، امّا ايجاز نيست. پوشالهاي شعري به چند صورت بروز ميكند. اول به صورت آوردن مترادفها : " درد و رنج و محن" در مصراع زير: كنون رستي از درد و رنج و محن. دوم به صورت كش دادن يا تكرار مفهوم: جمله را ذكر جميلم در گلوي جمله بر درگاه من تسبيح گوي يا: مرا درهم و سيم و دينار و زر همه صرف راه تو شد سر به سر در اين بيت درهم و دينار برابر با پول نقره و طلا، و آوردن سيم ( نقره) و زر( طلا) زايد است. همچنين كلمهي " همه" همان مفهوم " سر به سر" را دارد و يكي از آن ها مراد را كفايت ميكند. سوم به صورت افزايش حروف و كلمههايي مثل از براي ( براي) يا " كه تا آن كه" در مصرع زير: كه تا آن كه يابم گواه دگر. و نيز به صورتها و با ترفندهاي ديگر پوشالهاي شعري ميآيد و قالبها را پر ميكند. در شعر كودك آوردن پوشالهاي شعري به تخريب ذهن كودك ميآن جامد و موجب ميشود كه اوبا ارزش واحدهاي كلام آشنا نشود. 6. در شعرهاي بازيگونه، شوخيآميز يا مهمل ميتوان كلمههاي سخت عاميانه مانند ملنگ، شنگول، ريزقولو، زپرتي، فرز، دست و پا چلفتي و امثال اينها و نيز كلمههاي بيمعني و تقليدي، از قبيل قوقول، بوبول، فيليل، قيليل، كه گاه ميتواند تقليد از صوت يا حركت يا حالت باشد، به كار برد، امّا پرهيز از كاربرد اين گونه كلمهها در شعرهاي جدي، با هر نوع مضمون، ضرورت دارد، مگر آن كه در يك شعر موردي عمدي پيدا كند. 7. شعر ساختن براي كودكان دربارهي امور و اشياء و حالتها و موقعيتهاي نادر يا استثنايي درست نيست زيرا كه شعر كودك براي جامعهي كودك است، نه براي گروه محدودي از اين جامعه كه ممكن است با آن امور و اشيا و حالتها و موقعيتهاي نادر يا استثنايي مواجه شده باشد. 8. مطالعهي شعرها يا شعرگونههايي كه خود كودكان ميگويند، چه كودكان ايراني و چه كودكان كشورهاي ديگر جهان، ميتواند يكي از نمادهاي جهان احساسي و عاطفي كودك در شعر، بر شاعراني كه براي كودكان شعر ميسازند، بگشايد. 9.. در اغلب كشورهاي ديگر جهان ديرزماني است كه شاعراني بزرگ براي كودكان شعر ساختهاند. مطالعهي اثرهاي اين شاعران نيز ميتواند گسترهي ديد و دريافت شاعر ايراني را گسترش دهد. 10. به طور معمول شعرهاي ويژهي كودكان نبايد زياد طولاني باشد؛ مگر در مورد قصهها و نمايشنامههاي منظوم. زيرا كه كودك خيلي زودتر از بزرگسالان يكنواختي را احساس ميكند و خيلي سريع در پي تنوع ميرود. 11. در شعر كودك، از حيث عنصرهاي سازندهي زندگاني اجتماعي، بايد راه ميانه سپرد و از زندگي و وسايلي سخن گفت كه همهي كودكان آن جامعه، اگر تجربهي فردي از آن ها ندارند، لااقل با آن ها آشنا باشند. 12. شاعري كه براي كودك شعر ميسرايد، بايد به آن قسمت از ديدهاي فلسفي و مذهبي و اخلاقي خود تكيه كند كه در جامعهي زمان او به حق ارزشهاي عام خود را حفظ كرده است. به طور مثال اگر شاعري در سن چهل سال به بالا، و آن هم به واسطهي نوع زندگي فردي و وقايع خاص، به پوچي حيات رسيده است، در هنگام سرودن شعر براي كودكان بايد خود را از آن پهنهي فردي بيرون كشد. كارنامهي كيانوشنوشتههاي محمود كيانوش در زمينههاي شعر، داستان براي بزرگسالان، نقد ادبي، داستان براي كودكان و نوجوانان، بازنويسي، تعليم و تربيت، ترجمه، شعر به شعر و ... بالغ بر 72 جلد كتاب است. از اين ميان 8 كتاب مخصوص شعر براي كودكان و نوجوانان است با اين اسامي: زبان چيزها، طوطي سبز هندي، نوك طلايي نقره بال، باغ ستارهها، بچههاي جهان، طاق هفت رنگ، آفتاب خانهي ما، شعر به شعر. اغلب اين شعرها پيش از آن در مجلههاي پيك چاپ شده است. شعرهايي كه در اينجا آوردهايم، از دو كتاب بچههاي جهان و شعر به شعر برگزيدهايم. مادر مادر، موهايت خرمنها خوبي چشمانت مادر گلشنها خوبي مادر لبخندت صبح و صد خورشيد آوازت مادر فردا و اميد مادر آرامش در دستان توست اين دنيا مادر در فرمان توست مادر ميخواهم مادر ميجويم مادر ميبينم مادر ميگويم پدر از خانه پدر رفته تنها به سفر رفته اينجا همه دلتنگيم صبر همه سر رفته برگرد پدر برگرد اي رفته سفر برگرد برخيز و براي ما سوغات بخر برگرد وقتي كه پدر دور است هم خانه ما كور است هم جان همه اينجا پژمرده و بينور است الان يكي در زد يك دفعه دلم پر زد گفتم پدرم آمد ماه از دل شب سر زد امّا تو نبودي آه شب ماند و نيامد ماه آن روز خوشم، آن روز كه تو برسي از راه بق بقو بق بقو، بق، بق، بقو نوك طلاي نقرهبال ميپري خوش از جنوب ميزني پر تا شمال بق بقو، بق، بق، بقو آسمان مال توست خاكها و آبها زير چشم و بال توست بقبقو، آواز تو بهترين آوازهاست گوشهاي زندگي با زبانت آشناست خوش به حالت بقبقو بالها را باز كن هر كجا خواهي برو ناز كن پرواز كن فواره فش فش فش، فواره بال زد يك خرده آن بالا در جا زد شرشرشر، فواره پايين ريخت دامن شد، تابي خورد، چين چين ريخت الاكلنگ لالالالالا لالالالالا بال و پايين پايين و بالا اين كه ميبيني الاكلنگ است در ورجه ورجه خيلي زرنگ است من با رفيقم برآن سواريم با كار دنيا كاري نداريم من رفتم پايين او آمد بالا اوحالا پايين من حالا بالا با هم ميخوانيم مثل بلبلها با هم ميخنديم بر روي گلها ماييم و شهري ماييم و اميد با ما بخوانيد هر جا كه هستيد لالالالالا لالالالالا بالا و پايين پايين و بالا چهرهي جهان با يك مداد زرد يك دايره بكش اين آفتاب شد يك خط مارپيچ آب روان و پاك اين جوي آب شد در زير دايره يك خط بكش سياه مانند 7 و 8 : اين كوهسار شد در زير كوهسار چندين نوار سبز پهلوي هم بكش اين كشتزار شد بالاي دايره بگذار وصلهاي خاكستري، بگو: اين ابر و آسمان. كارت تمام شد حالا نگاه كن با چشمهاي شاد بر چهرهي جهان دريا هركجا چشم ميرود آب است از افق تا افق همه درياست آب آيينهاي است پهناور صورت آسمان در آن پيداست • • • • • خندهي گرم و روشن خورشيد بر تن سرد آب ميريزد موج از پشت موج ميآيد موج در پيش موج ميخيزد • • • • • ميكشد آب دامنش را نرم بر تن پاك ماسههاي كبود ميبرد لذت از نوازش آب ساحل بيخيال خواب آلود • • • • • دست دريا به گردن خورشيد سينهريز صدف ميآويزد شاخهي موج بر تن ساحل از كف خود شكوفه ميريزد • • • • • ميشوم شاد و ميزنم غوطه مثل ماهي ميان زلال آب آسمان دلگشا و دريا رام زندگي مهربان و من خوشحال پرواز گفتم كبوترجان بيا اين بالها را باز كن در آسمان نيلگون پرواز كن، پرواز كن تا دست را بر هم زدم او بالها را باز كرد در آسمان نيلگون شاد و سبك پرواز كرد از جلوهي پرواز او گويي دل من باز شد همراه او چشمان من در گردش و پرواز شد پرواز شاديبخش او شادي به جانم باز داد جان مرا در آسمان همراه خود پرواز داد بچههاي جهان فهرست مهمترين آثار كيانوش:شعرشكوفه حيرت ( مجموعه شعر ) ساده و غمناك ( مجموعه شعر ) ماه و ماهی در چشمه باد ( مجموعه شعر ) قصيده ای برای همه ( يك شعر بلند ) آبهای خسته (مجموعه شعر) خرخاكيها، يونجه ها و كلاغها ( مجموعه شعر) ناگهان انسان و زمينش ( يك شعر بلند) از پرنده ها و انسان ( مجموعه شعر، به انگليسی ) داستاندر آن جا هيچ كس نبود ( مجموعه داستان كوتاه ) مرد گرفتار ( يك داستان بلند ) غصه ای و قصه ای ( هفت داستان پيوسته ) و بلا آمد و شفا آمد ( مجموعه داستان كوتاه ) حرف و سكوت (رمان) برف و خون (رمان) غواص و ماهی ( رمان ) در آفاق نفس ( رمان فلسفی ) در طاس لغزنده ( مجموعه داستان های كوتاه ) نقد ادبیبررسی شعر و نثر فارسی معاصر ( مجموعه مقالات ) شعر فارسی در غربت زن و عشق در دنيای صادق هدايت و نقدی تحليلی و تطبيقی بر بوف كور نظم، فضيلت و زيبايی (تاملاتی در فلسفه هنر و ادبيات) ترجمهبه خدای ناشناخته - جان اشتان بك زنی كه گريخت - دی. اچ. لارنس مالون می ميرد - ساموئل بكت سير روز در شب - يوجين اونيل جلاد - پرلاگر كوئيست جعفر ربّاني زيرنويس:1. اين دو بيت به خوبي گوياي طرز تفكر پيشينيان در باب تحصيل مال و تحصيل علم است: نيكو پدري گفت به فرزند خلف دنياطلبي بدهند و عقبي به نجف ور زانكه نه دنيا و نه عقبي خواهي بنشين به صفايان كه شود عمر تلف منابع:فصلنامهي علمي فرهنگي مترجم، كه در مشهد منتشر ميشود، در شمارهي 21 و 22 خود (بهار وتابستان 1375) يك گفت و گوي طولاني با محمود كيانوش دارد. كيانوش در اين گفت و گو كارنامهي زندگي فرهنگي و ادبي و اجتماعي خود را به تفصيل بيان كرده است. ما از اين گفت و گو در تنظيم مطالب اين مقاله، بيسار سود جستهايم. ناگفته نماند آقاي كيانوش، خود، نگارنده را به استفاده از اين گفت و گو راهنمايي كردند كه لازم ميدانم از ايشان تشكر كنم. منابع ديگري كه در تهيهي مقاله از آن ها استفاده شده عبارت است از: شعر كودك در ايران ، انتشارات آگاه، 1355. ماهنامه آموزش و پرورش ، ويژه نامه معلم، 1357. پيك كودك ، دورهي 1354. كتاب بچههاي جهان و شعر به شعر، از انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان /گفت و گو با محمود كيانوش نشانى:http://www.jazirehdanesh.com/find-6.238.390.fa.html
|